رخت گرای

لغت نامه دهخدا

رخت گرای. [ رَ گ َ / گ ِ ] ( نف مرکب ) راهی. عازم. کوچ کننده. سفرکننده:
گشت از آن تخت نیز رخت گرای
رفرف و سدره هر دو ماند بجای.نظامی.

فرهنگ فارسی

راهی عازم کوچ کننده سفر کننده

جمله سازی با رخت گرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به یزدان کنون سوی پوزش گرای که اوی است بر نیکویی رهنمای

💡 به بیداری و هوشیاری گرای چو دیدی که بخت تو بیدار نیست

💡 ز نیک و بدیها به یزدان گرای چو خواهی که نیکیت ماند به جای

💡 همیشه به یزدان‌پرستان گرای بپرداز دل زین سپنجی‌سرای

💡 تو تا زنده‌ای سوی نیکی گرای مگر کام یابی به دیگر سرای

💡 به نیکی گرای و غنیمت شناس همه ز آفریننده دار این سپاس

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز