خوی چین

لغت نامه دهخدا

خوی چین. [ خوَی ْ / خَی ْ / خِی ْ / خُی ْ ] ( اِ مرکب ) قمیصی یا کرته ای که زیر پیراهن و قبا و مانند آن پوشند و آنرا خوی خوردگویند. ( آنندراج ). عرق گیر در انسان و مِرشَحَه در اسب. ( یادداشت مؤلف ). خوی خورد. لباس چسبیده ببدن مانند پیراهن. || زیر جامه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

قمیصی یا کرته ای که زیر پیراهن و قبا و مانند آن پوشند و آنرا خوی خورد گویند یا زیر جامه.

جمله سازی با خوی چین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیان‌لو، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.

💡 بر تو و بر وفای تو، دل چه نهم که هر زمان رنجه به هیچ می‌شود، خوی بهانه‌جوی تو

💡 اغورلوخان پسر جوادخان و بازماندگان او به ایران آمدند و در خوی ساکن شدند، مرحوم سرلشکر صادق کوپال ظاهراً از همین خاندان بود. نورجهان‌خانم، دختر عباس میرزا، همسر اغورلوخان پسر جوادخان بوده‌است.

💡 بادیه میدان مردانست و ما نیز از نیاز خوی این مردان گریم و گوی این میدان شویم

💡 توبه شکست او بسی توبه و این چنین کسی پرده دری و دلبری خوی وی است خوی او

💡 مسجد ایواوغلی در سه راهی خوی، ماکو و مرند واقع شده و روزانه هزاران نفر از مسافران داخلی و خارجی از این مسیر به طرف ترکیه و اروپا و داخل کشور تردد می‌کنند.