اراده غیری

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اراده غیری به طلب یک شیء به عنوان مقدمه شیء دیگر اطلاق می شود.
اراده غیری، مقابل اراده نفسی می باشد و آن، اراده ای است که متعلق آن به خودی خود مطلوب نیست، بلکه تنها به خاطر این که دست یافتن به مطلوب اصلی (مطلوب بالذات) از راه آن امکان پذیر است، اراده به آن تعلق گرفته است؛ به بیان دیگر، اراده غیری، اراده ای است که متعلق آن مطلوب بالعرض است، نه بالذات، مثل: اراده مولا بر واجب کردن مقدمات وجودی عبادت مانند: پیمودن راهی که برای رفتن به حج باید طی شود در حالی که مورد نظر اصلی مولا خود عبادت است و مقدمه آن مطلوب بالعرض است؛ پس اراده متعلق به آن، غیری است؛ به خلاف اراده مولا به وجوب عبادت، زیرا عبادت مطلوب بالذات است؛ پس اراده متعلق به آن، نفسی است.

جمله سازی با اراده غیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولى حـق ايـن اسـت كـه در اينجا بايد تفصيلى داد، و به عنوان يك ضابطه كلى گفت: هرگـاه لفـظ از نـظـر مـفهوم لغوى و عرفى قابليت دو معنا دارد ولى ذهنيات مخاطب آنرا برمعنى خاصى تطبيق مى كند در حالى كه گوينده اراده معنى ديگرى را دارد اين چنين توريهاى دروغ نيست مثل اين كه لفظ مشترك را به كار برند ذهن شنونده متوجه يك معنى شود درحالى كه گوينده نظرش معنى ديگرى باشد.

💡 و چـنـان نـيـسـت كه حياتى دائمى به شما افاضه كنيم، ولى آن اسباب بر اراده ما غلبهكـنـنـد، و حـيـاتـى را كـه مـا خـواسـتـه ايـم هـمـيـشـه بـاشـد،باطل سازند.

💡 اصل اين كه، بغى همواره مذموم نيست؛ گرچه بيشتر مصاديق آن ظلم و بغير حقٍّ است و براثر كثرت و شهرت، هنگام اراده معناى مذموم آن نيازى به تقييد به قيد بغير حقٍّ نيست، بلكه همانند آيه مورد بحث بدون قيد نيز مى توان بغى مذموم را از آن اراده كرد.

💡 2 - نگاه كردن با ديدن تفاوت دارد آنچه از نظر اسلام حرام است نگاه كردن است چون بااراده و اختيار انجام مى گيرد اما [ديدن ] بدون اراده محقق مى شود اگر كسى بگويد من زنىرا ديدم يعنى يكى لحظه چشمم به او افتاد اما وقتى كه مى گويد من به او نگاه كردم،يعنى با اختيار و قصد خاصى به او نگاه نمودم،

💡 بعد از دهه‌ها، با پیشرفت سریع فناوری ارتباطات، هر انسانی از گیرنده امواج مغزی برخوردار خواهد شد که گوش وی جاسازی شده‌است. این گیرنده می‌تواند مستقیماً و دقیقاً آنچه را که انسان فکر می‌کند به دیگران انتقال دهد و برعکس. در چنین شرایطی دیگر ضمیر مستقل و منفردی وجود نخواهد داشت، آنچه خواهد بود اراده نوع بشر است به عنوان یک کل.

💡 نمونه روشنى از اين واقعيت كه هيچكس از خود چيزى ندارد، و هر چه هست از ناحيه او استاينكه: (به هر كس اراده كند دختر مى بخشد و به هر كس بخواهد پسر) (يهب لمن يشاءاناثا و يهب لمن يشاء الذكور).