لغت نامه دهخدا
ابوجائره. [ اَ ءِ رَ ] ( ع اِ مرکب ) کلاغ سیاه. زاغ سیاه. غراب قداف. ( المزهر ). غراب اسود. ابوجاعره.
ابوجائره. [ اَ ءِ رَ ] ( ع اِ مرکب ) کلاغ سیاه. زاغ سیاه. غراب قداف. ( المزهر ). غراب اسود. ابوجاعره.
کلاغ سیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آرى تشريك مساعى چه به طور عادلانه و عاقلانه باشد و چه سنتى جائره و جزافى يابه هر صفتى ديگر متصف باشد آزادى فردى را محدود مى سازد، علاوه بر اين، ممكن نيستانسان بتواند در اين عالم زندگى كند مگر اينكه به حكم ضرورت تصرفاتى در مواداين عالم بنمايد، تصرفاتى كه بقاء و دوام زندگيش را تاءمين و تضمين كند، و اينوقتى ممكن است كه در آنچه كه تصرف كرده يك نحوه اختصاص كه از آن بملكيت تعبيرمى شود داشته باشد - البته مراد ما از اين ملكيت معناى اعمى است كه همشامل حق ميشود و هم شامل ملك مصطلح - و اين خود مستلزم محدوديت آزاديهاى فردى است،براى اينكه مادامى كه يك فردى مثلا فلان لباس را مى پوشد و يا فلان غذا را مى خوردو يا از فلان مايع استفاده مى كند و يا در فلانمحل سكونت
💡 يكى از تصورات باطل اين است كه كسى تصور كند كه كار بشر در اثر پيشرفتهاىفنى به زودى به جائى برسد كه چرخ زندگى اجتماعى خود را بااصول فنى و طرق علمى بچرخاند، بدون اينكه محتاج به كمك غريزه جنسى شود، يعنىفرزندان را به وجود آورد بدون اينكه اصلا احتياجى به رابطه به اصطلاح معنوى ومحبت پدرى و مادرى باشد، مثل اينكه جائره هائى مقرر كنند براى كسانى كه توليدنسل كنند و پدران به خاطر رسيدن به آن جوائز فرزندتحويل دهند! همچنانكه در بعضى از ممالك امروزمعمول شده است، غافل از اينكه جائره قرار دادن و يا هر قانون و سنت ديگرى مادام كه درنفوس بشر ضامن اجراء نداشته باشد دوام پيدا نمى كند، قوانين در بقاى خود از قوا وغرائز طبيعى انسان كمك مى گيرند، نه به عكس كه غرائز از قوانين استمداد نمايد وقوانين بتوانند غرائز را به كلى باطل كنند، آرى اگر غرائزباطل شد نظام اجتماع باطل مى شود.