کیان خوره

لغت نامه دهخدا

کیان خوره. [ ک َ / کیا خوَ / خ ُ رَ / رِ / خُرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) با واو معدوله، به معنی کیان خره است که نوری باشد از جانب اﷲ فایض به پادشاهان و رؤسا. ( برهان ). کیان خره. کیاخوره. ( ناظم الاطباء ).فر کیان. توضیح آنکه این اصطلاح در حکمت اشراق هم وارد شده. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کیان خره شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فرکیان. توضیح این اصطلاح در حکمت اشراق هم وارد شده.

جمله سازی با کیان خوره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دولب پر ز خنده دو رخ پر ز شرم کیانی زبان پر ز گفتار نرم

💡 بود در نهب تخت و تاج کیان یزک تازیان ز مانو‌یان

💡 نه باب تو دارد جز از تو پسر بترسد که تاج کیانی مگر

💡 اسکندر صاحب دل کائینه کند جان را درویش پریشان را دیهیم کیان بخشد

💡 آن کوه را که خاصه تو را جنگ جای بود در پیش سجده کرد همی گنبد کیان

💡 کمند کیان و من و تیغ و گرز بگیرم ببندم به البرز برز

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز