لغت نامه دهخدا
نغزخرامی. [ ن َ خ ِ / خ َ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) بختریة.( منتهی الارب ). عمل نغزخرام. رجوع به نغزخرام شود.
نغزخرامی. [ ن َ خ ِ / خ َ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) بختریة.( منتهی الارب ). عمل نغزخرام. رجوع به نغزخرام شود.
بختریه. عمل نغز خرام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرت رنج ناید خرامی به دشت که کار زمانه به کام تو گشت
💡 گویند دلگم شده پامال خرامیست فریاد در آنکوچهکسی راهبرم نیست
💡 چو خرامی سوی ما گر نه فقیرم بینی جان چه باشد که به پای تو فدا نتوان کرد
💡 چون تو بیرون خرامی از مکمن شیرسان بر نشسته بر شبرنگ
💡 آید بتنم جان و رود هر نفس آذر ز آمد شد آهو روشی، کبک خرامی
💡 بدو گفت ای چو فرزندم گرامی چرا نزدیک مادر کم خرامی