لغت نامه دهخدا
مرده ستا. [ م ُ دَ / دِ س ِ ] ( نف مرکب ) ستاینده مرده. رثاگر. مرثیه سرا. مرثیه گو. مرده ستای. رجوع به مرده ستای شود.
مرده ستا. [ م ُ دَ / دِ س ِ ] ( نف مرکب ) ستاینده مرده. رثاگر. مرثیه سرا. مرثیه گو. مرده ستای. رجوع به مرده ستای شود.
ستاینده مرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کان لحظه که جان سپرده باشم وز دوری دوست مرده باشم
💡 جای رحمت بود بمرد حسود لیک بر جان مرده رحم چه سود؟
💡 اگر مرده گر زنده بالای شاه بنزد تو آریم پیش سپاه
💡 چه خواهی ز من من نه عیسی شوم که اندر چنین مرده ای جان کنم
💡 سگ نیم تا پرچم مرده کنم عیسیام آیم که تا زندهش کنم