لغت نامه دهخدا
کره خوری. [ ک َ رَ / رِ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) ظرفی خاص نهادن مسکه را. ( یادداشت مؤلف ). ظرف مخصوص کره.
کره خوری. [ ک َ رَ / رِ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) ظرفی خاص نهادن مسکه را. ( یادداشت مؤلف ). ظرف مخصوص کره.
ظرفی خاص نهادن مسکه را. ظرف مخصوص کره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا کی غم می خوری، باده بنوش ای رفیق که هیچ جز وصف جام، نمانده باقی به جم
💡 گرچو سگ ازکوی او نانی خوری اندک مدان ور سگان کوی اورا جان دهی بسیار نیست
💡 گر ز شیر دیو تن را وابری در فطام اوبسی نعمت خوری