لغت نامه دهخدا
چادر پیچه. [ دَ / دُ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) چادر، حجاب زنان و پیچه، نقاب آنان. پیچه. رجوع به پیچه شود.
چادر پیچه. [ دَ / دُ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) چادر، حجاب زنان و پیچه، نقاب آنان. پیچه. رجوع به پیچه شود.
پیچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپیده چو از کوه سر برکشید شب آن چادر شعر در سرکشید
💡 چو آفتاب که آید برون ز چادر صبح برون ز پرده شرم آن عذارآمده بود
💡 عدوی جاه ترا روز فتح چونان باد که زیر چادر مرگ از برت نهان بجهد
💡 در آن مال کاین لشگر از ما ربود یکی چادر و جامه ی پاک بود
💡 چون زر مزور نگر آن لعل بدخشیش چون چادر گازر نگر آن برد یمانیش
💡 عیان در زیر چادر خوشخرامی عجب با لنگری عالی مقامی