فرهنگستان زبان و ادب
{bead toe} [مهندسی بسپار- تایر] لبۀ داخلی طوقه
{bead toe} [مهندسی بسپار- تایر] لبۀ داخلی طوقه
💡 گرچه در محفل دل عقل ندیمیست حکیم لیک با شیر قوی پنجۀ عشقشت جلیس
💡 ظنّم آن بد که شیر مردانرا بشکنم خرد پنجۀ در پیکار
💡 من کُلُنِل را کُلُنِل کرده ام پنجۀ وی رهزنِ دل کرده ام
💡 عشق که از پنجۀ من زاده است وز شکنِ زلفِ من افتاده است
💡 کسی که غافل از این جنس بود پندارد که آب پنجۀ هر گربه را عذاب کند
💡 بر آن کس ذره خود کی دست یابد که دستش پنجۀ خورشید تابد