لغت نامه دهخدا
همزه کلا. [ هََ زَ ک َ ] ( اِخ ) نام محلی در کنار راه بابل به چالوس میان بابل و امیرکلا. ( یادداشت مؤلف ).
همزه کلا. [ هََ زَ ک َ ] ( اِخ ) نام محلی در کنار راه بابل به چالوس میان بابل و امیرکلا. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژگانی که در آنها، همزه صدای «ائ E e» میدهد، همزه به صورت «ئ» نوشته میشود. مثال «تئاتر Teatr»، «پروتئین Protein».
💡 محمدرضا همزهای نیز حوض سنگی را یکی از مهمترین نمونههای سیستم آبرسانی به جامانده از دوران ساسانی دانسته که ظاهراً برای کاخی که در کنار سرآب هرسین قرار داشته ساخته شدهاست.
💡 سقطمثلث العين، و كسر بهتر از فتح و ضم است، طفلى است كه از شكم مادرفرود آيد و خلقتش تمام نشده باشد. محبنطئا به همزه و بدون همزه، خشمناكىاست كه به جهت امرى در موضعى درنگ و تاءمل كند.
💡 نوشتن واکههای پشت سر هم در الفبای عربی سواحلی بسته به اینکه آیا واکههای پشت سر هم در میان واژه یا در انتهای آن میباشند، با ترکیب همزه و «الف» یا «واو» یا «ی» تابع قواعد خاصی، نوشته میشوند.
💡 و: اول آن حروف در نوشتن الف است و در خواندن، همزه است و آخر آنها نون است. الفبراى وجود ذات كامل است، چون نيازى به حركت ندارد و نون براى وجود نيمى از عالم ونصف دايره هستى است كه نيمى از آن محسوس و نيم ديگرمعقول است و نقطه نشانه نيم دايره بودن است.
💡 وجوه مختلف درباره قرائت انّ به فتح همزه ) در (وانّه تعالى جدّ ربّنا...) و آياتبعد از آن كه حكايت سخنان جنّيان است بعد از ايمان آوردنشان