لغت نامه دهخدا
طبله نواز. [ طَ ل َ / ل ِ ن َ ] ( نف مرکب ) طبل نواز. طباله: داربه؛ زن ِ طبله نواز. ( منتهی الارب ).
طبله نواز. [ طَ ل َ / ل ِ ن َ ] ( نف مرکب ) طبل نواز. طباله: داربه؛ زن ِ طبله نواز. ( منتهی الارب ).
( صفت ) آن که طبل زند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه نامه نافه ای از مشک خالص آمده پر نه نافه طبله ای از عطر ناب مالامال
💡 گر وزد بر طبله عطار باد لطف او غنچه های خشک گردد در کف عطار گل
💡 صبا رود سوی او هم چنان فتان خیزان که سوی عطار طبله میرود بیمار
💡 عجب مدار زانفاس عنبر آمیزش که آن شمامه ئی از طبله های عطارست
💡 حیران صفت ستاده سر پرخمار باده برگرد مه نهاده یک طبله مشک چین را
💡 القصه نارسیده لب شکوه باز کرد وآن طبله طبله مشک پریشید بر عذار