رخت کوب

لغت نامه دهخدا

رخت کوب. [ رَ ] ( اِ مرکب ) چوب گازری. بیزر. ( یادداشت مؤلف ). چوبی که گازر با آن لباسها را می کوبد و می شوید.

فرهنگ فارسی

چوب گازری بیزد

جمله سازی با رخت کوب

💡 رخت‌شویی به عمل شستن لباس، پوشاک و پارچه‌ها گویند که معمولاً فروشگاه‌های رختشوی‌خانه عمومی برای آن در نظر گرفته می‌شود. البته رخت‌شویی خانواده‌ها در خانه‌ها انجام می‌گیرد.

💡 کند شبیه کس ار مهر و ماه را به رخت به پیش روی تو باید که عذر خواه شود

💡 اهلی بتو گفتم که نگهدار ز خوبان آب رخت آنروز که نفروخته بودی

💡 در آفتاب مرو ماه من که نآرد تاب رخت که می شود از ماهتاب پژمرده

💡 شکوه کلک تو در راه بود گر نه، هنر بر آب بستی، رخت صحایف آمال

💡 نیل رخت ماتم ما در خم افلاک نیست طالع ما مرگ چندین مدعا را دیده است

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز