راقم هندی

لغت نامه دهخدا

راقم هندی. [ ق ِ م ِ هَِ ] ( اِخ ) رجوع به راقم مشهدی ( میرزا سعدالدین محمد... ) در همین لغت نامه شود.

جمله سازی با راقم هندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فرمود: من از جايى نقل نمى كنم. آن گاه انگشتان دست راستش را جمع كرد و در حالى كهبر گرد لبانش دور مى داد، فرمود: ديروز كه از خواب بيدار شدم، ديدم اين جمله را برسر زبان دارم و بدان گويايم. راقم گويد: در اصطلاح عرفان اين گونه القاءاتسبّوحى را ((حديث برزخى )) گ ويند.(174)

💡 «باغ هشت بهشت به کلی مخروبه و مهجور بود. عمارات را تعمیر کلی کرده و باغ را درخت نشاندم، صورت آبادی یافت. اکثر بیوتات اطراف عمارت اشرف از بناهای راقم حروف است.»

💡 در سال 1964 م وقتى كه پسرش پس از تولد فوت شد، راقم اين سطور نزد او براىتسليت رفتم. او خيلى گريه كرد و گفت: مى خواستم خودم پيش ‍ شما بيايم، شما در حقمن در (درگاه ) دعا كنيد. حقير به وى گفتم: اگر اين مرتبه پسر متولد شود به مناطلاع بدهيد تا براى شما و زنده ماندن فرزندت دعا كنم.

💡 راقم گوید: «فره» (به فتح اول و شد دوم وهای ساکن) به معنای شأن و شوکت است؛ و «زاد» به معنای توشه است؛ و مجموع به معنای «توشه با عظمت» است.

💡 329- اشعار فارسى فوق، از راقم اين سطور است كه با الهام از ابيات عربىمزبور، و به عنوان ترجمه گونه اى از آنها سروده شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران