لغت نامه دهخدا
ترپسی کور. [ ت ِ کُرْ ] ( اِخ ) رب النوع رقص و آواز یون-ان ق-دی-م ک-ه ب-ا چنگی کهن نمایش داده می شود.
ترپسی کور. [ ت ِ کُرْ ] ( اِخ ) رب النوع رقص و آواز یون-ان ق-دی-م ک-ه ب-ا چنگی کهن نمایش داده می شود.
رب النوع رقص و آواز یونان که با چنگی کهن نمایش داده میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیک در صحبت ز چه بیرون کشی هر دمی صد کور اگر داناوشی
💡 کاه اگر کوه شود سر بفلک بر نزند ورسها کور شود نور قمر کم نشود
💡 گوئی نتوانم که ببینم بازش «تا کور شود هر آنکه نتواند دید»
💡 دیده چون از نور رویت دور شد تیره گشت و تار گشت و کور شد
💡 بوالهوس لاف محبت زد و آزار کشید کور دل صورت آیینه به دیوار کشید
💡 من ار چشمم بدین غایت بُوَد شور همانا سازدش چشمآفرین کور