لغت نامه دهخدا
النگ دولنگ. [ اَ ل َ دُ ل َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به «آلنگ و دولنگ » و «النگ و دولنگ » شود.
النگ دولنگ. [ اَ ل َ دُ ل َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) رجوع به «آلنگ و دولنگ » و «النگ و دولنگ » شود.
خرت وپرت، خرده ریز، اشیای بی مصرف که در خانه جمع شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دولنگ بند، روستایی از توابع بخش جبالبارز شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.