لغت نامه دهخدا
اسودالنسا. [ اَ وَ دُن ْ ن َ ] ( اِخ ) کوهی است بنی ابی بکربن کلاب را مشرف بر عکلیة. ( معجم البلدان ).
اسودالنسا. [ اَ وَ دُن ْ ن َ ] ( اِخ ) کوهی است بنی ابی بکربن کلاب را مشرف بر عکلیة. ( معجم البلدان ).
کوهی است بنی ابی بکر بن کلاب را مشرف بر عکلیه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفت لاتسأل حبیبی کآن همه برکند و سوخت سبلت عرق الرجالم علت عرق النسا
💡 قال على (ع ): اما فانه فادركها راى النسا و ضغن غلا فى صدرها كمرجل القين و لو دعيت لتنال من غيرى ما اتت الى؛ لمتفعل.(329)
💡 5 كان رسول الله (ص ) لا يصافح النسا فكان اذا اراد ان يبايع النسا اتى بانا فيهما، فغمس يده ثم يخرجها ثم يقول: اغمسن ايديكن فيه فقد بايعتكن.(112)
💡 خیلی چو او ز فتنه ام النسای خر کشتند بی عماری و محمل، شتر سوار
💡 که خرگوش حیض النسا دارد و من پلنگم ز حیضالنسا میگریزم
💡 اترغبون عن النسا؟ انى اتى النسا و اكل بالنهار و انامبالليل فمن رغب عن سنتى فليس منى.