لغت نامه دهخدا
ارض نوح. [ اَ ض ُ ] ( اِخ ) یکی از قرای بحرین است. ( مراصدالاطلاع ). || دهی است به یمن. ( منتهی الأرب ).
ارض نوح. [ اَ ض ُ ] ( اِخ ) یکی از قرای بحرین است. ( مراصدالاطلاع ). || دهی است به یمن. ( منتهی الأرب ).
یکی از قرای بحرین است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارض و سما ز محنت او باخبر شدند وینطرفهتر که خویشتن از خود خبر نداشت
💡 البـتـه امـروز يـكـنـوع ديـگـرى سـيـر در ارض تـحـت عـنوان جهانگردى از طرف تمدنهاىشـيـطانى براى جلب مال و ثروت حرام رائج شده است كه غالبا هدفهاى انحرافى دارد،مـانـنـد انـتـقال فرهنگهاى ناسالم، عياشى، هوسرانى، بى بند و بارى و سرگرميهاىناسالم ديگر، اين همان جهانگردى ويرانگر است.
💡 سـومـيـن دسـتـور تـشـويق به (هجرت ) از مراكز شرك و كفر و آلوده به گناه است مىگويد: (زمين خداوند وسيع است ) (و ارض الله واسعة ).
💡 دلم افسرده شد از گردش ارض و سما بیرون مرا یکدانه آن هم آرد شد از آسیا بیرون
💡 تویی که هست ز شوق تو ذکر انس و ملک به روی ارض و سما لااله الا الله
💡 اصلاحات ارضی همچون سایر تحوّلات بزرگ اجتماعی ردّی از خود در ادبیات فارسی گذارد. نمایشنامهٔ چوببدستهای ورزیل غلامحسین ساعدی، رمان کوتاه آوسنه بابا سبحان محمود دولتآبادی و نمایشنامهٔ گمشدگان بهرام بیضایی تنها چند نمونهٔ نامدار از این دست نوشتههاست که بسیارند.