کمان جوله
لغت نامه دهخدا
کمان جوله. [ ک َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) قربان باشد که کمان در آن کنند. ( فرهنگ رشیدی ). به معنی قربان که کمان در آن گذارند چرا که جوله به معنی ترکش است، چون قربان بی ترکش نبندند لهذا چنین گفته شد و آن را نیم لنگ نیزگفته اند. ( آنندراج ) ( غیاث ). جایی که در آن کمان گذارند. غلاف کمان. ( ناظم الاطباء ). کمان چوله. ( برهان ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمان چوله شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آلتی که کمان را در آن جا دهند قربان: ( ز بهر جنگ دشمن دست نابرده بزه گردد غلامان ترا هزمان ( هر دم ) کمان اندر کمان جوله ). ( فرخی عبد )
جمله سازی با کمان جوله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان وز زخم چنین تیر گرفتار چنان
💡 بگذشت با کمان و کمر پیش من ز دور وز سرکشی نکرد به نزدیک من گذر
💡 اچدی ۱۶۹۸۳۰ یک ستاره است که در صورت فلکی کمان قرار دارد.
💡 گذراند ز کمان فلکت شستِ قضا همچو تیری که به ناگه ز کمان میگذرد
💡 حیف ازان دست و شست و تیر و کمان که چنان شه ز جور دور زمان