لغت نامه دهخدا
غربال بندی. [ غ ِ /غ َ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل ساختن غربال. غربال بافی.
غربال بندی. [ غ ِ /غ َ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل ساختن غربال. غربال بافی.
عمل غربال بند غربال بافی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر خاک زمین جمله به غربال ببیزند چه سود که یک ذره نیابند اثر من
💡 عیش و غم در دل نمی استد خوشا آزادگی باده و خونابه یکسانست در غربال ما
💡 به وقت قهر بدریا درافکند آتش به گاه حلم نگهدارد آب در غربال
💡 خاک تو خاک بیز به غربال میزند باد هوا همی برد آن خاک بر هوا
💡 به کار خویش در اندیشههای دشمن تو چو روغن اندر بگسست و آب در غربال
💡 چو بیزی خاک او را، آب در حال روان گردد ز چشمه سار غربال