غالیه اندوده

لغت نامه دهخدا

غالیه اندوده. [ ی َ / ی ِ اَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) سیاه. آنچه به غالیه اندوده باشد:
این غول روی بسته کوته نظرفریب
دل میبرد به غالیه اندوده چادری.سعدی.

فرهنگ معین

( ~. اَ دِ ) [ ع - فا. ] (ص مف. ) ۱ - آن چه به غالیه اندوده باشد. ۲ - سیاه.

فرهنگ عمید

آنچه به غالیه اندوده باشد، آنچه بر آن غالیه مالیده باشند: این غول روی بستهٴ کوته نظر فریب / دل می بَرَد به غالیه اندوده چادری (سعدی۲: ۶۷۷ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنچه به غالیه اندوده باشد. ۲ - سیاه.

ویکی واژه

آن چه به غالیه اندوده باشد.
سیاه.

جمله سازی با غالیه اندوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق را در پرده ناموس پنهان می کنی چهره خورشید را صائب به گل اندوده ای

💡 ای خور اندوده به زر کرده نشان پایت ماه فرسوده ز نعلین فلک‌فرسایت

💡 شانه پیمود برآن سنبل پر حلیت و فن سرمه اندوده بران نرگس پر مکر و فسون

💡 خواهی ار زر کنی این قلب مس اندوده مجوی به جز از خاک در میکده اکسیر دگر

💡 گر زبان ز شوخی اظهار وادزدد نفس صافی آیینهٔ مطلب غبار اندوده نیست

💡 مکن دلیر نگاه آن بیاض گردن را به تیره شب مکن اندوده صبح روشن را

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز