علی مودب

لغت نامه دهخدا

علی مؤدب. [ ع َ ی ِ م ُ ءَدْ دِ ] ( اِخ ) ابن احمدبن سلک فالی. مکنی به ابوالحسن و مشهوربه مؤدب. رجوع به علی فالی ( ابن احمدبن... ) شود.
علی مؤدب. [ ع َ ی ِ م ُ ءَدْ دِ ] ( اِخ ) ابن محمدبن شاکرمؤدب لیثی واسطی. وی محدث و اخباری و واعظ بود و در سال 457 هَ. ق. حیات داشت. او راست: 1- عیون الحکم و المواعظ و ذخیرة المتعظ والواعظ. 2- کتابی در فضائل اهل بیت. ( از اعیان الشیعه عاملی ج 42 ص 28 ).

فرهنگ فارسی

ابن محمد بن شاکر مودب لیثی واسطی وی محدث و اخباری و واعظ بود و در سال ۴۵۷ قمری حیات داشت

جمله سازی با علی مودب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 که کرد شعله گستاخ را به چوب، ادب؟ عبث مودب منصور، دار می گردد

💡 بانو پارک سو-بین فردی ملایم، خوش رفتار و مودب توصیف شده. او همچنین معمولا کم حرف بود و ساده زندگی می کرد. در نتیجه، او به عنوان "یک صیغه خیرخواه" (賢嬪) بسیار مورد تحسین قرار میگرفت.

💡 3 - وقتى معلوم شد كه ادب در خصوصياتش تابع مطلوب نهائى در زندگى است،بنابراين، ادب الهى كه خداى سبحان انبيا و فرستادگانش را به آن مودب نموده همانهياءت زيباى اعمال دينى ايست كه از غرض و غايت دين حكايت مى كند و آن غرض به طورىكه قبلا هم گفته شد عبوديت و بندگى است، البته اين عبوديت در اديان حق از جهت زيادىدستورات و كمى آن و همچنين از جهت مراتب كمال كه در آن اديان است فرق مى كند.

💡 گاهى از راه فروتنى و چاپلوسى وارد مى شود و در برابر ديگران آن قدر خضوع وادب مى ند كه آنان ماخوذ به حيا مى شوند و خجالت مى كشند به چنين مرد مودب و خليقىبگويند سواد ندارى.

💡 و ما در صفات نفس، پس ماده شهوات را از دل بكند و در پيش نفس لذات را مكدر سازد. پسبه اين سبب شهوات به آتش خوف بسوزند و جوارح مودب شوند، و خشوع و استكانت وصفا و رقت در دل حاصل شود و كبر و كينه و حسد ازدل كنده شود. پس مشغول مراقبه و محاسبه و مجاهده و مواخذه كردن نفس در خطرات قلبيه وكلمات لسانيه گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران