لغت نامه دهخدا
( رزم آزمودن ) رزم آزمودن. [ رَ آ زْ / زِ دَ ]( مص مرکب ) جنگ کردن. پیکار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رزم آزموده و رزم آزما و رزم آزمای شود.
( رزم آزمودن ) رزم آزمودن. [ رَ آ زْ / زِ دَ ]( مص مرکب ) جنگ کردن. پیکار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رزم آزموده و رزم آزما و رزم آزمای شود.
( رزم آزمودن ) ( ~. زْ یا زِ دَ ) (مص ل. ) جنگ کردن.
( رزم آزمودن ) ( مصدر ) جنگ کردن پیکار نمودن.
جنگ کردن پیکار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگفتا چه سازم که این مرد گرد نهنگی است با رزم و با دست برد
💡 میان بزم بود شمع صد هزار افراد میان رزم بود پشت صد هزار سوار
💡 بنزد دوست مبر شعر سیف فرغانی بروز رزم مکش پیش پوردستان تیغ
💡 هر رزم که آن هر سه نجستند تو جستی هرکار که آن هر سه نکردند توکردی
💡 چو مرغی است تیرش که جز چشم خصم نجوید به رزم آشیانی دگر