لغت نامه دهخدا
پیکار نمودن. [ پ َ / پ ِ ن ُ / ن ِ /ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پیکار کردن. اعتلاط. ( منتهی الارب ): معاتة، عتات؛ پیکار نمودن با کسی. ( منتهی الارب ).
پیکار نمودن. [ پ َ / پ ِ ن ُ / ن ِ /ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پیکار کردن. اعتلاط. ( منتهی الارب ): معاتة، عتات؛ پیکار نمودن با کسی. ( منتهی الارب ).
پیکار نمودن اعتلاط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا آرزو جنگ و پیکار نیست وگر گل چنی راه بیخار نیست
💡 که ترسم نیاید به گفتار ما پس آنگه شود تیره پیکار ما
💡 کمان گر بشکند هنگام پیکار، «زهی!» کی یابد از لبهای سوفار!
💡 سپهبد بدانست کو پهلو است به هنگام پیکار مرد گو است
💡 توی تو که جز تو جهاندار نیست خرد را بدین کار پیکار نیست