لغت نامه دهخدا
رده محیسن. [ رَ دِ م ُ ح ِ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قصبه معمره ( بلوک تنگه ) بخش قصبه معمره شهرستان آبادان. محصول عمده آن انگور و خرما. راه آنجا اتومبیلرو و ساکنان از طایفه محیسن هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
رده محیسن. [ رَ دِ م ُ ح ِ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قصبه معمره ( بلوک تنگه ) بخش قصبه معمره شهرستان آبادان. محصول عمده آن انگور و خرما. راه آنجا اتومبیلرو و ساکنان از طایفه محیسن هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده از دهستان قصبه معمره بخش قصبه معمره شهرستان آبادان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشیره هلالات ازستونهای عمده ایل محیسین ( یکی از شش قبیله بزرگ خوزستان) است ایل محیسن به دنبال اعلام استقلال قبایل عرب خوزستان همچون آل کثیر و بنیطرف و نیز ضعف کعب البوناصر در نتیجه کشمکشهای درونی ایجاد شد. وقتی ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۴ هجری حکومت خوزستان را به حاج جابرخان واگذار کرد و به او اختیار داد تا عشایر سرکش را مطیع کند وی که مردی کاردان و ثروتمند بود، با طوایف معروف منطقه چون بنیهلال، البوفرحان و بغلانی که همگی از ساکنین اولیه شهر خرمشهر بودند این قبیله بزرگ را تشکیل داد (درسالهای ۱۲۲۰ ه.ق) بهتدریج سایر عشایر منطقه به آن پیوستند و بعدها پس از ابلاغ فرمان پادشاهی ایران به احتشام السلطنه– والی خوزستان - مبنی بر ایجاد گمرک وتشکیلات اداری بندر محمره بر روی شهرقدیمی بیان (خرمشهر فعلی) وی را درانجام این مهم یاری نموده و بارونق بندر و اسکلههای احداثی موجبات توسعه و آبادانی خرمشهر گردیدند.