دره مران

لغت نامه دهخدا

دره مران. [ دَرْ رَ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گوران شهرستان شاه آباد. واقع در 38هزارگزی شمال باختری گهواره و 6هزارگزی دوشمیان، کنار رودخانه زمکان، با350 تن سکنه. آب آن از رودخانه زمکان و شراب هلول و راه آن مالرو است. اهالی آن از تیره تفنگچی هستند و زمستان برای تعلیف احشام خود به گرمسیر جگیران میروند. این ده در دو محل واقع به علیا و سفلی مشهور است و سکنه ٔعلیا 200 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان گوران شهرستان شاه آباد

جمله سازی با دره مران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا به علت بیگانگی ز خویش مران که دوستان وفادار بهتر از خویشند

💡 این همی گفت که من بر اثرم گرم مران وان همی گفت که من بر عقبم تیز متاز

💡 می‌دهم جان روز و شب در کار دوست گو مران از پیش اگر در کارمش

💡 این آهوی رمیده که اندر کمند تست او را مران که با سگ کوی تو خو گرفت

💡 مران جای را داشتندی چنان که مر مکه را تازیان این زمان

💡 خاکساران رهت را ز نظرگاه مران هیچ سلطان نکند منع تماشایی را

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز