خواب گذاردن

لغت نامه دهخدا

خواب گذاردن. [ خوا /خا گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) حکایت خواب خود کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خواب گزاردن شود:
ای فرخی این قصه و این حال چه چیز است
پیش ملک شرق همی خواب گذاری.فرخی.|| تعبیر خواب کردن. ( یادداشت مؤلف ) ( از دهار ). رجوع به خواب گزار شود.

جمله سازی با خواب گذاردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما قبرشان بى نام و نشان است و حتى سنگ قبرى ندارند،دل انسان زمانى بيشتر مى سوزد كه مى بيند در اين قبرستان چراغى نيست ! گذاردن يكعلامت بر قبر اولياى خدا شرك است، ولى سپردن ميلياردها دلارپول مردم و ثروت مسلمانان، به بانك هاى آمريكا، توحيد!

💡 از مخالفت با پيامبران و كشتن مؤ منان و در فشار گذاردن محرومان و مستضعفان لذت مىبرديد، و از ارتكاب گناهان و قانون شكنيها در خود احساس غرور و سربلندى مىكرديد، اكنون بايد كفاره آنهمه شادى بيجا و غرور و غفلت و مستى شهوت را در ميان اينغل و زنجيرها، و در لابلاى شعله هاى آتش بدهيد.

💡 «موزه مؤسسه‌ای دائمی است و بدون هدف مادی که درهای آن به روی همگان باز است و در خدمت جامعه و پیشرفت آن فعالیت می‌کند. هدف موزه‌ها، پژوهش در آثار و شواهد به‌جای‌مانده انسان و محیط زیست او، گردآوری آثار، حفظ و بهره‌وری معنوی و ایجاد ارتباط بین این آثار، به ویژه به نمایش گذاردن آن‌ها به منظور بررسی و بهره معنوی است.»

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز