لغت نامه دهخدا
جنب فرساوس. [ جَم ْ ب ِ ؟ ] ( اِخ ) نام ستاره نورانی تر بر پهلوی راست برشاوش، که آنرا موفق الثریا نیز گویند. رجوع به جنب الفرس شود.
جنب فرساوس. [ جَم ْ ب ِ ؟ ] ( اِخ ) نام ستاره نورانی تر بر پهلوی راست برشاوش، که آنرا موفق الثریا نیز گویند. رجوع به جنب الفرس شود.
نام ستاره نورانی تر بر پهلوی راست بر شاوش که آنرا موفق الثریا نیز گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از اين قرب فريضه است كه اميرالمومنين عليه السلام فرمود: (انا عين الله و انا يداللهو انا لسان الله و انا جنب الله و انا باب الله )
💡 رنفیلد، لاکیِ کنت دراکولا، وقتی عاشق ربکا کوئینسی، افسر ترافیک پر جنب و جوش میشود، زندگی تازهای پیدا میکند.
💡 سپهر علم و جهان فضیلت آنکه بود به جنب قدر تو پستی سپهر اعلا را
💡 قد می کشد از سینه عاشق الف آه تا نشو و نما سلسله جنبان خط اوست
💡 در جنب تو هر دو کون کی سنجد هیچ کانجا که توئی دو کون و یک ذرّه یکی است
💡 شهسواری بر سرم تاز ای عنان جنبان حسن وانگهم چشمی بده سد عرصهٔ جولان دراو