انصاف ستدن

لغت نامه دهخدا

انصاف ستدن. [ اِ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) انتقام گرفتن. ( ناظم الاطباء ). داد گرفتن. انصاف گرفتن. حق خود را گرفتن: مردی با سپر و شمشیر... انصاف تو بستاند.( تاریخ سیستان ). بنده را خوشتر آن آید که آن نواحی را به پسر کاکو داده آید که مرد هرچند نیم دشمنی است از وی انصاف توان ستد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 264 ).
کنون ملوک ببستان و باغ مشغولند
همی ستانند انصاف شادی از احباب.مسعودسعد.ور هیچ بخواهد خدای روزی
از بخت چه انصافها ستانم.مسعودسعد.دوم خلیفتی که انصاف مظلومان ضعیف از ظالمان قوی بستاند. ( کلیله و دمنه ). من... انصاف از وکیل دریا بستانم. ( کلیله و دمنه ).
بخراسان روم انصاف ستانم ز فلک
کان ستم پیشه پشیمان بخراسان یابم.خاقانی.خود بیکبار از تو بستاند
چرخ انصافهای ناداده.سعدی.اگر دستم دهد روزی که انصاف از تو بستانم
قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم.سعدی.ز دستم برنمی آید که انصاف از تو بستانم
روا داری گناه خویش و آنگه بر من آشفتن.سعدی.

فرهنگ فارسی

انتقام گرفتن. داد گرفتن انصاف گرفتن

جمله سازی با انصاف ستدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 3 در انتقاد، انصاف را مراعات كنيم. همه يهوديان اهل تحريف نبودند. (فريقٌ منهم... يحرّفونه )

💡 گلبنی کاکنون ترا هیزم نمود از جور دی باش تا در جلوه‌ش آرد دست انصاف بهار

💡 6- اكثريّت مشركان فاسقند، ولى افراد سالم هم ميانشان پيدا مى شود. (اكثرهمفاسقون ) (در نسبت دادن ها، انصاف داشته باشيم )

💡 دور از انصاف است از گلزار بیرون کردنم من که چون شبنم ز گل قانع به یک نظاره ام

💡 بانگ بر ظالم چنان زد هیبت انصاف تو کز نهیبش کهربا که را مسخر می‌شود

💡 انصاف من ز تو که ستاند که در جهان داور نماند کز تو به داور نمی‌شود

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز