التجا اوردن
مترادفها
پناه بردن، توسل جستن، التماس کردن
لغت نامه دهخدا
( التجا آوردن ) التجا آوردن. [ اِ ت ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پناه آوردن. پناه بردن. التجا بردن. التجا کردن:
رساند رایت منصور بر فلک حافظ
که التجا بجناب شهنشهی آورد.حافظ.
فرهنگ فارسی
( التجا آوردن ) پناه آوردن پناه بردن التجا بردن.
جمله سازی با التجا اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روح دعا و نيايش، التجا به لطف و رحمت خداست. از اين رو در صحيفه سجاديه، يادرحمت گسترده خدا، بيشترين درس و زمزمه اى است كه روح را مى نوازد و جان را اميد مىبخشد.
💡 مؤ منين با اين همه پيشامدها، براى نجات اهل ايمان به تضرع وابتهال و التجا محتاج هستند. چنان كه در شبانه روز به نان احتياج دارند، به دعا وتضرع نياز دارند.
💡 مادر مريم ((حَنِّه )) يا ((حنا)) سالها بود كه با ((عمران )) از بزرگان و روحانيون محترمآل يعقوب ازدواج كرده بود ولى از او فرزندى نياورد. مدتها گذشت اما انتظار او بهجايى نرسيد. سرانجام رو به درگاه خدا آورد و دست تضرع و التجا برداشت.
💡 ترا ستیزه به گردون خوش است در وقتی که التجا به سپهر دگر توانی برد
💡 آن کو به خلوت با خدا هرگز نکردی التجا نالان به پیش هر کسی از جور افلاکش نگر
💡 پس آن همسایه را میرنجاندند. او التجا به شقیق کرد. شقیق پیش امیر شد و گفت: تا سه روز دیگر سگ به تو رسانم. او را خلاصی بده.