التجا بردن

لغت نامه دهخدا

التجا بردن. [ اِ ت ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پناه بردن: لایق قدر پادشاهان نیست بخانه دهقانی رکیک التجا بردن. ( گلستان ). التجا بسایه دیواری بردم. ( گلستان ).
بگذر ز دستگیری ما ای سبوی خم
ما التجا بپای خم می نبرده ایم.صائب ( از آنندراج ).رجوع به التجا ساختن و التجا کردن شود.

فرهنگ فارسی

پناه بردن

جمله سازی با التجا بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرجا توان بحضرتشان بردن التجا با علم حق چه فرق حضور است با غیاب

💡 التجا بر در مخلوق نشاید بردن که در دولت و اقبال خدا بگشاید

💡 رو به بيت الشرف فاطمه بايد كردن التجا بايدت اى پير به آنجا بردن

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز