اسماء متجانسه. [ اَ ءِ م ُ ت َ ن ِ س َ / س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خواجه نصیرالدین طوسی در اساس الاقتباس آرد: باشد که میان الفاظ مشاکلتی افتد، و آن از دو نوع خالی نبود، یا مشاکلت تابع معنی بود یا نبود، و اول را اسماء مشتقه خوانند... و دوم را اسماء متجانسه خوانند مانند بشر و بشر. و تجانس تام در اسماء مشترکه باشد. ( اساس الاقتباس ایضاً ص 9 ).
جمله سازی با اسماء متجانسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ضمير (هى ) به بت هاى مذكور يعنى لات و عزى و منات برمى گردد، و يا آنها از اينجـهـت كـه اصنامند، (تا شامل همه بت ها شود) و ضمير در (سميتموها) به اسماء بر مىگردد، و (تسميه اسماء) به معناى اسم قرار دادن آنها است، و منظور از (سلطان )،برهان و دليل است.
💡 اسماء بعد از اين ماجرا، پيوسته مى گفت: اين زنسنگدل مرا فريب داد.
💡 در كتاب صحيح بخارى و مسلم و ترمذى و كتب ديگر از منابع حديثاهل تسنن نيز همين مضمون پيرامون اسماء نود و نه گانه خدا و اينكه هر كس خدا را با آنبخواند، دعاى او مستجاب است يا هر كس آنها را احصا كند،اهل بهشت خواهد بود، نقل شده است.
💡 همچنين مسئله تعليم اسماء به آدم كه شرح آن در آيات بعد خواهد آمد قرينه روشن ديگرىبر اين مدعا است، و نيز خضوع آدم شاهد اين مقصود است !
💡 آدم به لطف پروردگار داراى استعداد فوقالعادهاى براى درك حقايق هستى بود. خداونداين استعداد او را به فعليت رسانيد و به گفته (قرآن به آدم همه اسماء (حقايق واسرار عالم هستى ) را تعليم داد) (و علم آدم الاسماء كلها)
💡 ظاهر كلام خداى تعالى در هر جا كه ذكرى از اسماء خود كرده نيز اين معنى را تاييد مىكند، مانند آيه (الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنى ) و آيه(قل ادعوا الله او ادعوا الرحمان اياما تدعوا فله الاسماء الحسنى ) و آيه (له الاسماءالحسنى يسبح له ما فى السموات و الارض )