گرده بالین

مترادف‌ها

پشت گردن

لغت نامه دهخدا

گرده بالین. [ گ ِ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) متکای گرد مانند بالش گرد کوچک. ( شعوری ). و رجوع به گرده بالش و گردبالش شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) متکای گرد بالش گرد مدور بالین مدور.

جمله سازی با گرده بالین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیست صائب دیده ما بر فروغ عاریت بی کسان را شمع بالین دیده روشن بس است

💡 یک دو روز دگر، از لطف به بالین من آی که من امروز دگر دارم و فردای دگر

💡 شمعم گریست زار به بالین که شهریار من نیز چون تو همدم سوز نهانی‌ام

💡 هشیاریم غنوده بالین بیخودی ست هوش از سرم برد نگهِ نیم خواب تو

💡 ما را شده‌است دین و آیین همه عشق بستر همه محنتست و بالین همه عشق

💡 به زخمت نهم مرهمی از سرشک به بالین نشینم تو را چون پزشک

💡 او پس از یک روز کاری بسیار طولانی و پر از خستگی، با قرار دادن سر روی یک گرده بالین نرم، به خواب عمیقی رفت.

💡 در داستان‌های قدیمی، قهرمانان پس از جنگ‌های طولانی، در کنار آتش و با تکیه بر یک گرده بالین ساده، به استراحت می‌پرداختند.

💡 نشستن بر روی یک گرده بالین گران‌بها در قصرهای سلطنتی، نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی و رفاه بالای آن اشراف‌زادگان در دوران باستان بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران