لغت نامه دهخدا
کچول و کشمیر. [ ک َ ل ُ ک ُ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) کون و کچول. ( یادداشت مؤلف ):
جان از ره کون کنی و سازی
در کندن جان کچول و کشمیر.سوزنی.
کچول و کشمیر. [ ک َ ل ُ ک ُ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) کون و کچول. ( یادداشت مؤلف ):
جان از ره کون کنی و سازی
در کندن جان کچول و کشمیر.سوزنی.
کون و کچول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صوفیان را نبود باب سر دوش صلاح صافی باده اگر نیست ردا در کشمیر
💡 روز بزمش گویی از بس چهره و قد بتان از زمین تا آسمان کشمیر و کشمر کرده اند
💡 که از تاج و ز تخت و مهر و نگین همان جامهٔ روم و کشمیر و چین
💡 پیام دادم نزدیک آن بت کشمیر که زیر حلقهٔ زلفت دلم چراست اسیر
💡 تا فروغی رخ آن ترک ختایی دیدم فارغ از خلخ و آسوده ز کشمیر شدم