کرم کشتن

لغت نامه دهخدا

کرم کشتن. [ ک ِ ک ُ ت َ ]( مص مرکب ) کشتن و نابود کردن کرم. ( فرهنگ فارسی معین ). || دست بازی و ملاعبت با معشوق. ( آنندراج ). || باج گرفتن. ( آنندراج ):
شمع امشب چه کرمها که نکشت
که ز هر دانه گل به دامان کرد.میر اعظم ثابت ( از آنندراج ). || دفع شهوت کردن زنان حکه پز به چرمینه چنانکه عادت آنهاست:
چه می گویی تو ای ماه سمن بر
ترا چرمینه ای مانده ز مادر
ز... خر زیاده چارانگشت
به او یک لحظه کرمی می توان کشت.فوقی یزدی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - کشتن و نابود کرن کرم. ۲ - دستبازی و ملاعبه با معشوق: [ شمع امشب چه شمعها که نکشت که ز هر دانه گل بدامان کرد ]. ( میر عظیم ثبات ) ۳ - دفع شهوت کردن بوسیله ای: [ چه میگویی تو ای ماه سمنبر. تر چرمینه ای مانده ز مادر ]. [ ز... خر زیاده چار انگشت باو یک لحظه کرمی میتوان کشت ]. ( فوقی یزدی شیرین و خسرو در داستان دلجویی کردن پرستار ان شیرین را بطریق هزل )

جمله سازی با کرم کشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من بیدل نبودم اینقدر پروانهٔ جرأت دم تیغ تو دیدم ذوق‌ کشتن‌ کرد سیمابم

💡 درجان من اندیشهٔ تو آتشی افکند کانرا به دو صد طوفان کشتن نتوانم

💡 بقتل من کمری بسته ای که با نظر است این برای کشتن عاشق جز این بهانه نداری

💡 پس از کشتن به زیر پرده خاک به تو پیوندد این جان هوسناک

💡 صد جان به فدایش که گه کشتن عشاق بنمایدم از دور که گیرند بر از وی

💡 بتا به کشتن ما عاشقان چه می کوشی چوآب بر سر آتش ز کین چه می جوشی

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز