فرهنگستان زبان و ادب
{grazing allotment, range allotment} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] محدودۀ معینی از یک مرتع که به شمار مشخصی از دام های متعلق به فرد دارای مجوز اختصاص یافته است
{grazing allotment, range allotment} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] محدودۀ معینی از یک مرتع که به شمار مشخصی از دام های متعلق به فرد دارای مجوز اختصاص یافته است
محدودۀ معینی از یک مرتع که به شمار مشخصی از دامهای متعلق به فرد دارای مجوز اختصاص یافته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مَرْکَب اقبال او را در چراگاه بقا عِقد و خَلخال همه حوران عِنان است و رکاب
💡 فاقد سکونت دائمی است. از جمله چراگاههای دامهای اهالی بخش عمارلو شمرده میشود.
💡 اسم رسمی و کنونی این شهر، چِرام میباشد. بر اساس متون فرهنگ فارسی عمید و لغتنامه دهخدا این واژه در اصل به شکل چَرام به معنی چراگاه نوشته میشود.
💡 در چراگاه جهان بر ما کسی را حکم نیست چون غزال وحشی از خواب شبان آسودهایم
💡 از کشتزارهای کامو و چوگان هر ساله ۵۰۰ تن گل محمدی بهدست میآید. دشتهای کامو نیز از چراگاههای خوب ناحیه مرکزی ایران است.