چال قنبر

لغت نامه دهخدا

چال قنبر. [ ل ِ قَم ْ ب َ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درو فرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان که در 25 هزارگزی خاور کرمانشاه و 3 هزارگزی خاور قلعه قباد واقع شده. تپه ماهور و سردسیر است و 80 تن سکنه دارد. آبش از چاه و محصولش غلات دیم لبنیات و نخود میباشد شغل اهالی زراعت و گله داری است و راهش مالرو است ولی در تابستان از کرانی اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان درو فرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان.

جمله سازی با چال قنبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خیمه ی اجلال را چون بر زند قنبر به جایی عرش اعظم را محدّب می شود آنجا مقعّر

💡 بر در درگاه حشمت جاه و، والا رتبه اش بهر خدمت، خادمی مانند قنبر آفرید

💡 اى قنبر ده قدم به شمار، قنبر گويد: ده قدم شمردم خود را بر در خانه سلمان در مدائنديدم.

💡 هوا مکدر و صافی چو طرهٔ غلمان زمانه تیره و روشن چو چهرهٔ قنبر

💡 و آن جنايتكار دستور داد تا گردن قنبر اين بنده صالح خدا را بزنند!(271)

💡 قنبر عرض كرد: اى اميرالمؤ منين (ع ) اجازه مى دهى من لباسم را براى شما در روى زمينپهن كنم ؟

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز