پیرصالح دهقان

لغت نامه دهخدا

پیرصالح دهقان. [ ل ِ دِ ] ( اِخ ) ظاهراً از بزرگان دربار سامانیان بوده است به روزگار نصربن احمد سامانی و حاضر بدربار امیر ابوجعفر احمدبن محمدبن خلف بن لیث حاکم سیستان و رودکی بشعر اندر از وی یاد کند:
یک صف میران و بلعمی بنشسته
یک صف حران و پیر صالح دهقان.رودکی.رجوع به صالح دهقان شود. ( تاریخ سیستان ص 319 ).

فرهنگ فارسی

ظاهرا از بزرگان دربار سامانیان بوده است

جمله سازی با پیرصالح دهقان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس یک سال‌ که بر‌گش به در آید ز درخت دست دهقان را هردم‌ کند از خار فکار

💡 در مزرع ایام بده، تا بدهندت دهقان درود هیچ، ز تخمی که نکارد

💡 زمین و آب تو کمتر ز هیچ دهقان نیست ز تخم اشک تو هم دانه ای بکار مخسب

💡 دهقان علی سپهر هنر افتخار دین کز آفرین سرشت خداوند ذوالمنش

💡 نگردد مانع نظاره عشاق آن نوخط کند دهقان مهمان دوست وقف مور مزرع را

💡 کآنچه جود شاه از آن آگنده گنج کم کند، دهقان، بسعی افزون کند

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز