پیاله پاشا

لغت نامه دهخدا

پیاله پاشا. [ ل َ ] ( اِخ ) امیرالبحر، سلطان سلیمان اول عثمانی. یکی از غازیان و مشاهیر دریانوردان در عصر سلطان سلیم خان قانونی از سنه 961 هَ.ق. تا 975 مدت چهارده سال فرمانده نیروی بحری بود و چندین بار با سفائن جنگی بسفر دریای سفید رفت و جزائر: ساقز، هران، تلمسان و جربه، میورقه و جزائر دیگری که شماره آنها اعم از بزرگ و کوچک بشصت و هفت رسد ضبط کرد و نیروی بحری جنوا ( ژن )، ناپولی ( ناپل )، صقلیه ( سیسیل )، مالط، و دول دیگر نصاری و مخصوصاً نیروی دریائی دولت اسپانیول یعنی دسته سفائن فیلیپ دوم را که در آن زمان به اوج عظمت و قدرت رسیده بود مغلوب و پریشان ساخت و کاپیتانهای معروف و مشهور بسیاری مانند دون الواره و غیره را اسیر کرد و سفائن و غنائم فراوانی از دشمنان گرفت و سواحل ایتالیا را از خصمان پاک گردانید و با فتح و فیروزی درخشان بقسطنطنیه عودت کرد، سلطان سلیمان با احتشام تمام به استقبال وی شتافت، بعدها پاشا مصمم ضبط مالط شد و در معیت طورغود پاشا در این راه جد و جهد نمود و تلفات و خسارات هنگفت بخصم وارد آورد ولی این بار کاری از پیش نرفت. طورغود پاشا بقتل رسید و وی به استانبول مراجعت کرد. اصل پیاله پاشا اصلاً از خروات بود و به ازدواج گوهر سلطان دختر شهزاده سلیم خان نایل گردید. در موقع جلوس سلطان سلیم خان ثانی مأموریت وکالت در مجلس خاص را پیدا نمود سپس با کشتی های جنگی وی را جهت فتح قبرس فرستادند و بسال 985 هَ. ق. درگذشت و در جوار جامعی که در قاسم پاشا بنا کرده بود در آرامگاه مخصوص خود بخاک سپردند. در نزدیکی جامع نامبرده مدرسه، مکتب و تکیه ای بنا کرده و جامعی دیگر مسمی بکوچک پیاله در قاسم پاشا ساخت و نیز در ساقز جامع بزرگی بنا کرد و آثار خیریه دیگری هم دارد. ( قاموس الاعلام ترکی ).
پیاله پاشا. [ ل َ ] ( اِخ ) ( اوزون ) یکی از فرماندهان نیروی دریائی زمان سلطان ابراهیم خان است، قبلاً رئیس دارالصنایع کشتیهای جنگی بود و برای استخلاص کریمه و نواحی آزو از دست قزاقها با نیروی دریائی ببحر اسود سفر کرد و موفق شد و پس از نیل بدرجه فرماندهی در نیروی دریائی با سفائن جنگی وارد دریای سفید گردید و هنگام عودت هدایای مهمی برای تقدیم به اعلیحضرت سلطان از طرف طرابلس غرب همراه وی فرستاده بودند، پاشا برخی را برای خود کنار گذارده بود و از این رو وی را به خاک و خون کشیده مالش را مصادره نمودند و در قاسم پاشادر باغچه خویش مدفون گردید. ( قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

یکی از فرماندهان نیروی دریائی زمان سلطان ابراهیم خان است

جمله سازی با پیاله پاشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق است میی که ساقیش عرفانست بی‌دست و پیاله دل به دل گردانست

💡 بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما ای آفتاب داغ شو، ای آسمان بسوز

💡 دستی که پیاله در هوا کردی اکنون به دعاست بر هوا کرده

💡 عارض چو شیر گشت، مدام از دو کف بنه کاندر پیاله کس نکند شیر با مدام

💡 پیاله چون طلبم چونکه ساقی مستان خمی بدست و بدست دگر سبو دارد

💡 گیرد هر کس از کف ساقی جامی گردد چو پیاله آب اندر دهنم

محسور یعنی چه؟
محسور یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز