لغت نامه دهخدا
( پدرآمرزیده ) پدرآمرزیده. [ پ ِ دَم ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) دعائی است و گاه در موقع انکار بر گفتار و کردار کسی استعمال کنند در اول کلام.
( پدرآمرزیده ) پدرآمرزیده. [ پ ِ دَم ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) دعائی است و گاه در موقع انکار بر گفتار و کردار کسی استعمال کنند در اول کلام.
( پدر آمرزیده ) ( صفت ) ۱- دعایی است یعنی پدر شخص منظور مورد مغفرت خدا باد مقابل پدر سوخته. ۲- درموقع انکار بر گفتار وکردار کسی دراول کلام استعمال کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با تو ای مظهر خر، چهتوان کرد تف به گور پدر هرچه خرست!
💡 و با اين حال به دنبال آثار پدران خود بشتافتند (70).
💡 کشندهٔ پدر هر زمان پیش من همیبگذرد چون بود خویش من
💡 بیامد پدر بر سرش بوسه داد رخان را به رخسار او برنهاد
💡 چو دید از کید چرخ وکین دشمن پدر رامانده یکتا همچو ذوالمن