لغت نامه دهخدا
نیک خلقی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) خوش خویی. خوش رفتاری. نیک خلق بودن.
نیک خلقی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) خوش خویی. خوش رفتاری. نیک خلق بودن.
خوشخوئی. خوش رفتاری. نیک خلق بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون سحر خلقی جنون کرده ست و از خود میرود بر نفس بار دو عالم کاروان انداخته
💡 از سال ۲۰۱۴، انجمن شروع به همکاری با بیمارستان مکلین کرد. هدف این برنامه به اشتراک گذاری تحقیقات بین فرهنگی بین متخصصان اختلالات روانی و خلقی است.
💡 میرود خلقی بهکام اژدر از افسون جاه شمع را سرتا قدم در میکشد آخر کلاه
💡 چون بهر کاری بحق یاری گر خلق توام بر من از خلقی بداندیشند ده یاری مرا
💡 زلفش بربود از من و خلقی دل و دانم نستانم از او چون دگران من دگر آن را
💡 3.علایم ترس و وحشت زیاد درباره موقعیت یا شی وجود داشته باشد.در کودکان به صورت گریه،کج خلقی یا چسبیدن به والد باشد.