نوبه پاامده
لغت نامه دهخدا
( نوبه پاآمده ) نوبه پاآمده. [ ن َ / نُو ب ِ م َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) نورفتار. نوقدم. طفلی که تازه به رفتار آمده باشد. ( آنندراج ). رجوع به نوپا شود:
جهان سربه سر گشت برهم زده
از این کودک نوبه پاآمده.وحید ( از آنندراج ).|| کنایه از مبتدی و کسی که تازه قدم در کاری گذاشته باشد. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( نوبه پا آمده ) نو رفتار ٠ نو قدم ٠ طفلی که تازه به رفتار آمده باشد ٠ یا کنایه از: مبتدی و کسی که تازه قدم در کاری گذاشته باشد ٠
جمله سازی با نوبه پاامده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نوبه خود، آیاسآی زیرساخت پیچیدهای ایجاد کرد که سالانه۱۶۰۰۰ تا ۱۸۰۰۰مجاهد افغان را تا اوایل سال۱۹۸۶ آموزش میداد.
💡 ریچارد سوسیس و کندیس آلکورتا چندین نظریه برجسته برای ارزش تطبیقی دین را بررسی کردهاند. بسیاری از آنها «تئوریهای همبستگی اجتماعی» هستند، که دین برای افزایش همکاری و انسجام در گروهها فرگشت یافتهاست. عضویت در گروه به نوبه خود مزایایی را به همراه دارد که میتواند شانس فرد را برای بقا و تولید مثل افزایش دهد. این مزایا از مزایای هماهنگی تا تسهیل قوانین رفتار پرهزینه را شامل میشود.
💡 بودَن به نوبه خود کتابهایی در مورد تاریخ، اقتصاد، سیاست، شیطانشناسی و فلسفه طبیعی نوشت؛ [۲۲] و همچنین اثری (بعداً بدنام) در نسخه خطی دین از خود به جای گذاشت (به بخش «مدارای مذهبی» مراجعه کنید). یک نسخه مدرن از آثار بودین در سال ۱۹۵۱ با عنوان Oeuvres philosophiques de Jean Bodin توسط پیر مسنارد [fr] آغاز شد، اما تنها یک جلد منتشر شد.