لغت نامه دهخدا
نمره زنی. [ ن ُ رِ زَ ] ( حامص مرکب ) نمره گذاری. رجوع به نمره گذاری شود. || ( اِ مرکب ) ابزار نمره زدن. وسیله ای که با آن روی اوراق دسته قبض و امثال آن نمره ترتیب بگذارند.
نمره زنی. [ ن ُ رِ زَ ] ( حامص مرکب ) نمره گذاری. رجوع به نمره گذاری شود. || ( اِ مرکب ) ابزار نمره زدن. وسیله ای که با آن روی اوراق دسته قبض و امثال آن نمره ترتیب بگذارند.
نمره گذاری. یا ابزار نمره زدن. وسیله ای که با آن روی اوراق دسته قبض و امثال آن نمر. ترتیب بگذارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این تست به هر یک از 5 مورد بررسی شده، نمره 0 تا 2 داده می شود و در نهایت این نمره ها با هم جمع می شوند. نتیجه آزمون 8 تا 10 طبیعی تلقی می شود.
💡 خبر خوب پس از انتشار مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، اکثر منتقدان اعتماد به نفس و جنبش مثبتانگاری سکس مگان را ستودند. ای آلبوم نمره ۸۶ از ۱۰۰ را در وبگاه متاکریتیک دریافت کرد و در میان برترین آلبومهای سال قرار گرفت.
💡 این فیلم بهطور کلی بررسیهای منفی دریافت کرد. راتن تومیتوز گزارش داد ۷٪ از منتقدان به این فیلم ۲/۲ از ۱۰ نمره دادند.
💡 در این جا نمره ای مطرح نیست و اگر او یادداشتی می کند، برای این است که چگونه بهتر این مفاهیم را با بچه ها کار کند، نه این که به بچه بگوییم چرا نمره ات کم شده، چرا درس ات را نفهمیدی.
💡 اوسوها و د کلوب در اولین مسابقه اکستریم رولز با هم مسابقه دادند و این کلوب بود که توانست پیروز شود. این مسابقه از طرف منتقدین نمره 3 از 5 گرفت.