نسیه دادن

لغت نامه دهخدا

نسیه دادن. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ دَ ] ( مص مرکب ) متاعی را به مهلت فروختن. جنس را تحویل مشتری دادن و قیمتش به مهلت و در آینده گرفتن. نسیه فروختن. نسیه فروشی:
به نسیه مده نقد اگرچند نیز
به خرما بود وعده و نقد خار.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

متاعی را به مهلت فروختن. جنس را تحویل مشتری دادن و قیمتش به مهلت و در آینده گرفتن. نسیه فروختن. نسیه فروشی.

جمله سازی با نسیه دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از نسیه فیض نقد نبرده‌ست هیچکس بیدل تو می خور و دل زاهد کباب‌ گیر

💡 بود فضول خریداری تو از خسرو به جان عمر که این نسیه است و آن وامی

💡 زاهد ار نسیه فردا دهم وعده، بگو نقد امروز بدان نسیه برابر نکنم

💡 بهشت نسیه خود نقد می توانی کرد ز خلد اگر به مقام رضا شوی خرسند

💡 نسیه سازد نعمت آماده را چشم حریص در دل خرسند باشد نعمت بی انتظار

💡 از نقش شفا بسم دلا وصل حبیب حاشا که خرم به نسیه درمان طبیب

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز