لغت نامه دهخدا
نای مضاعف. [ ی ِ م ُ ع َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قسمی نای دارای دو زبانه از ذوات النفخ مصریان باستانی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ساز شود.
نای مضاعف. [ ی ِ م ُ ع َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قسمی نای دارای دو زبانه از ذوات النفخ مصریان باستانی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ساز شود.
قسمی نای دارای دو زبانه از ذوات النفخ مصریان باستانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای تغییر قانونی اساسی در همهپرسی به اکثریت مضاعف نیاز است. یعنی بیش از نیمی از جمعیت کل کشور و بیش از نیمی از جمعیت هر ایالت باید به آن رأی مثبت بدهند.
💡 مسلما آنها مستحق عذاب و لعن هستند ولى (عذاب مضاعف ) و (لعن كبير) بخاطر تلاش وكوششى است كه براى گمراه كردن ديگران داشته اند.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به به راه خود میروم و غرامت مضاعف اشاره کرد.
💡 این بیماری نامهای دیگری هم دارد: کوتاهی انگشتان دست و پا به همراه مضاعفشدنِ انگشت شست پا، برادیداکتیلی شوگرمن و کوتاهی انگشتان دست و پا با کوتاهشدگی بند انگشتهای اول اصلی.
💡 اخیراً وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان که یکی از افراطگران پشتو زبان در افغانستان بهشمار میرود نیز فشارهای مضاعفی را بر تلویزیونهای خصوصی افغانستان وارد ساختهاست.
💡 مـن جاء بالحسنة فله عشر امثالها: (كسى كه كار نيك كند ده برابر پاداش مى گيرد) ودر آيـه 261 سـوره بـقـره در مـورد انـفـاق كـنـنـدگـان پـاداشـىمعادل هفتصد برابر و يا مضاعف آن ذكر شده است.