لغت نامه دهخدا
نازک دماغی. [ زُ دَ ]( حامص مرکب ) صفت نازک دماغ. رجوع به نازک دماغ شود.
نازک دماغی. [ زُ دَ ]( حامص مرکب ) صفت نازک دماغ. رجوع به نازک دماغ شود.
شامه حساس داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پژمرده شد به دل گل داغی که داشتم مانند لاله سوخت دماغی که داشتم
💡 تا برد دل ز من سر زلف معنبرش از بوی دل شده است دماغی معنبرم
💡 نفرت ازین مزبله به قدر تمیز است مفت دماغی که جز زکام ندارد
💡 بر طبع شرر خفّت فرصت نتوان بست در طینت ما سوخت دماغیکه بناییم
💡 خرسندی طبع از همه اقبال بلند است چون می ز دماغیست فلک پی سپر من
💡 محبت مشربم لیک از فسون شوخی سودا به سعی هرزه فکریها دماغی بوالهوس دارم