مویه زدن

لغت نامه دهخدا

مویه زدن. [ مو ی َ / ی ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد زدن. نوحه کردن. گریه و زاری نمودن. مویه کردن:
بسازید نوحه به آواز رود
به بربط همی مویه زد با سرود.فردوسی.و رجوع به مویه و مویه کردن شود.

فرهنگ فارسی

فریاد زدن ٠ نوحه کردن ٠ گریه و زاری نمودن ٠

جمله سازی با مویه زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم به مویه‌هایِ غریبانه قِصه پردازم

💡 کجا به بزم تو گنجاییم بود هر چند ز مویه بی تو چو مویی شدم ز ناله چو نال

💡 تا گشت گرفتار سر زلف تو خواجو چون موی شد از مویه و چون نال زناله

💡 به ایران چو آمد خبر زین نبرد زن و مرد و کودک همه مویه کرد

💡 ای از بر من دور همانا خبرت نیست کز مویه چو مویی شدم از ناله چو نالی

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز