موی ریختن
مترادفها
کچل شدن، مو ریزان شدن
متضادها
مو درآوردن
لغت نامه دهخدا
موی ریختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) مو ریختن. ریختن موی سر و صورت انسان. ریختن موی تن جانوران. ریختن موی بر اثر پیری یا بیماری. ( از یادداشت مؤلف ):
از دهان تو همی آید فژاک
پیر گشتی ریخت مویت از هباک.طیان.|| ترسیدن. هراسیدن. سخت واهمه داشتن از کسی. ترس داشتن از کسی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
مو ریختن. ریختن موی سر و صورت انسان. ریختن موی تن جانوران. ریختن موی بر اثر پیری یا بیماری. یا ترسیدن.
جمله سازی با موی ریختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برآشفت و گفت این چه دیوانگیست نهخون ریختن رسم فرزانگیست
💡 دم خون ریختن از دیدن رویت مکن منعم که کس در حالت بسمل نبندد چشم قربانی
💡 تغییرات هورمونی و استرسهای بسیار شدید محیطی میتوانند باعث موی ریختن بیش از حد در افراد شوند که در این صورت نیاز به بررسی توسط پزشک است.
💡 بسیاری از متخصصان پوست توصیه میکنند که برای جلوگیری از موی ریختن، حتماً از تغذیه سالم و استفاده از محصولات مراقبتی با کیفیت بسیار بالا استفاده شود.
💡 او پس از مدتی طولانی ابتلا به یک بیماری خودایمنی، شاهد موی ریختن شدیدی بود که باعث نگرانی و افسردگی شدید او در دوران درمان گردید.