مهمانخانۀ گذری

مترادف‌ها

مسافرخانه، کاروانسرا، پانسیون

متضادها

اقامتگاه دائمی

فرهنگستان زبان و ادب

{transit hotel} [گردشگری و جهانگردی] مهمانخانه ای برای مسافرانی که عازم مقصدهای دیگرند متـ. هتل گذری

جمله سازی با مهمانخانۀ گذری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برخی از این اقوام شناخته شده ایرانی شامل ماساگت‌ها، سکاها، سغدها (اجداد خوارزمشاهیان) می‌باشند. ترکمنستان همواره محل گذری برای اقوام مهاجم و مهاجر جنوبی همانند تمدن‌های میان رودان، ایلام و تمدن دره سند بوده‌است.

💡 پیش ز زندان جهان با تو بدم من همگی کاش بر این دام‌گه‌م هیچ نبودی گذری

💡 در کوی خرابات به هر ره گذری نیست کز بادهٔ عشق تو در آن بی خبری نیست

💡 چون گذری به چشم من بر مژه‌ها قدم منه چند به پای همچو گل بر سر خار می‌روی؟

💡 گذر زهره (ناهید) به‌طور متوسط در هر ۱۱۶ سال دو بار با فاصلهٔ ۸ ساله روی می‌دهد. در بیشترین حالت هر قرن ۲ بار و در بدترین حالت -مانند قرن بیستم- هیچ گذری برای زهره روی نمی‌دهد.

💡 ای صبا، گر گذری بر سر آن کو، برسان خبر ما بر آنکس که ز ما بی خبر است

💡 مسافران خسته در پایان یک روز بسیار طولانی و دشوار، همگی به دنبال یافتن یک مهمانخانۀ گذری بودند تا بتوانند کمی استراحت کرده و از خستگی خود بکاهند.

💡 در جاده‌های خلوت و کوهستانی، وجود یک مهمانخانۀ گذری می‌تواند برای مسافرانی که خودروی آن‌ها در میان راه خراب شده است، راهی برای نجات و پناه گرفتن باشد.

💡 آن داستان قدیمی روایت می‌کند که او در یک مهمانخانۀ گذری در حاشیه شهر، با غریبه‌ای روبرو شد که مسیر و سرنوشت زندگی او را تغییر داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران