ملک بانو

لغت نامه دهخدا

ملک بانو. [م َ ل ِ ] ( اِ مرکب ) بانوی ملک. شاه بانو:
چو گل بودم ملک بانوی سقلاب
کنون دژبانوی شیشه ام چو گلاب.نظامی.

فرهنگ فارسی

بانوی ملک.

فرهنگ اسم ها

اسم: ملک بانو (دختر) (فارسی، عربی)
معنی: ملک ( عربی ) + بانو ( فارسی ) شاه بانو

جمله سازی با ملک بانو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بيانات امام خمينى در جمع اعضاى انجمن خيريه بانوان اصفهان

💡 بيانات امام خمينى در جمع بانوان سازمان حمايت خانواده هاى قم و گروهى ازاهالىبناب

💡 چو بانو شنید این چوگل برشکفت پذیره شد و گرد رهشان برفت

💡 چو کرد بانوی ایران تو را فلک ناگاه سزد به تاج و به تخت ار کنی سرافرازی

💡 مادرش بانو ((نجمه )) فرزند مرحوم سيد محمدتقى ميردامادى، زنى با ايمان و موقر،پاكدامن و صبور و فداكار بود.

💡 سر بزانوی غم و با غصۀ بانو قرین عزلت از هر آشنائی بود و هر بیگانه کرد

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز